کاش گاهی هیچ چیز مهم نبود...
اونقد که میتونستی پشت پا بزنی به همه چیز...
بری و گم شی... بری و نباشی ... شاید یکی پیدات کرد!!!!!!
کاش...
ولی گاهی یکی خیلی مهم میشه... خیلی!
اونقدر که از بی توجهیش آدم بغض میکنه...
حالا چه برسه به اینکه بگه تموم کنیم...!
حالا آدم از این دلش میگیره که بر میگرده میگه :
"یه قول بده! قول بده بخاطر من هیچوقت ناراحت نشی..."
آخه تو که میدونی چقدر ناراحت میشم چرا این قول و ازم میخوای؟
اصلا نباید حرفشو بزنی ..چه برسه به اینکه قول بخوای...
اخه نمیبینی که چجوری بغض میکنم وقتی اینجوری میگی!
تو مگه نمیدونی چقد مهمی...
میدونی ها... برا همین سختمه و سختته...
پس چرا ازم میخوای که برام مهم نباشی...؟!
هر چند دلیلی نداری...یعنی برام قابل قبول نیست...
ولی بازم هر چند تا دلیل بیاری برام قبول نیست...!!!!!!!!!!
چی بگم وقتی نمیخونی...وقتی نمیای ببینی رنگ غم گرفته اینجاااااا...
هرچند اینجا فقط و فقط یه گوشه از حرفا و غمای دلمه...شاید هم کمتر...!!!!!
.
.
.
کاش میشد ... کاش میتونستم پشت پا بزنم به همه چیز...
برم و گم شم... برم و نباشم ..
و دیگه کسی پیدام نکنه... هیچکی...!
خدایا اینجوری درستش کردی...؟
بقیشم درست کن خدا...این که نشد خواسته من...
بیا یبار هم خواسته منو براورده کن...خواهش میکنم خدا...
تاریخ : 92/6/12
